هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد

چه اشتباهی کردم که اسمتو آوردم
خوبیش اینه لااقل واست قسم نخوردم
راستی چه عالمی بود اگه بدها نبودن
جدا میشیم ما از هم چون خیلی ها حسودن
دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب
تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب
عکس ها و هدیه هاتم میدم به یه واسطه
تا که به خیر و خوشی تموم شه این رابطه
حرف های عاشقونه همش مال قدیمه
مثل همون حرف ها که ماها به هم زدیمه
هر وعده ای که دادی به هر کسی عمل کن
غصه هاشو یه جوری با مهربونی حل کن
نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه
نذار که از دست تو راهی یه سفر شه
چه وقت هایی تلف شد با تو سر قرار ها
تکلیف ها روشن میشه همیشه تو بهارا
گناه تو همین بود نداشتن صداقت
اما گناه من بود نکردن خیانت
سفیدی نگاهت نابه شبیه برفه
آب میشه زود و فقط به قیمت یه حرفه
دیگه خدا نگهدار لحظه های قیمتی
منو ببخش عزیزم هر کی داره قسمتی
دنیارو هم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه
دلی که بشکنه وکدر بشه شفاف نمیشه
نه دیگه دوستت دارم محاله باورم بشه
اسم تودیگه محاله تودلم جا بشه
حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم
من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت
دیگه نمیخوامت لعنت به تو و اون روز تولدت
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزها که کلی ناز چشماتو کشیدم
حیف شوقی که تو گفتی داره و اما من ندیدم
حیف حرفهای قشنگی که برای تو نوشتم
حیف رویام که واسه تو از قشنگی هاش گذشتم
حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو توی خواب
حیف باوفای من حیف عشق و اعتمادم
حیف اون دسته گلی که تو پاییز به تو دادم
حیف فرصت های نقره ام حیف عمرم و دقیقه ام
حیف هر چی به تو گفتم راست راستی حیف سلیقه ام
حیف اشک هایی که ریختم واسه تو دمه سپیده
حیف احساس طلایی حیف این عشق و عقیده
حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود
حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود
حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم
حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا
حیف که تو از راه رسیدی اونو دادمش به دریا
حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت
حیف اعتماد اون روز حیف واژه خیانت
حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره
حیف اون حرف ها که گفتی گفتم اشکالی نداره
حیف چشم هایی که گفتم به تو با لب های خندون
حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
حیف هر چی که سپردم حیف هر چی که نبودی
حیف تکلیفم بیا روشنش کن تو به زودی
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر تو کنجه این خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوستش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش میذاری
ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود
قصه چشم های تو واسه ما تکراری نبود
ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشق جدید
میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید
ما که رفتیم ولی مزد دست های ما این نبود
دل ما لایق اینکه بندازیش زمین نبود
ما که رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم
بیشتر هم خواسته بودی ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو دل بده دسته دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری
ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش
آرزوم اینه که فقط تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم تو برو دنباله طالع خودت
ببینم که ساله دیگه کی میاد تولدت
ما که رفتیم تو بمون با اونکه از راه اومده
اون که با اومدنش خنجر به قلبه من زده
ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی
لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی
